دربارهٔ این اثر

جوانی روستایی بود که اسب سواری و شکار را دوست داشت. او سگی داشت که بسیار ماهر بود.

جوان همیشه دست پر از شکار برمی گشت. روزی جوان، آهویی راشکار کرد اما این بار سگ شکاری نتوانست آهو را بگیرد.جوان از شکست سگش ناراحت و دلسرد شد.

جوان، گربه ی زیرک و باهوشی در خانه داشت با خود گفت بهتر است این گربه را برای شکار ببرم. فردا گربه اش را با خود به صحرا برد. سگ شکاری وقتی گربه را همراه صاحبش دید تعجب کرد ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۸ دقیقه و ۴۲ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۱ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست