دربارهٔ این اثر
کیکاووس در اقدامی جسورانه با لشکری به سمت مازندران عازم شد تا دیو سپید را از میان بر دارد امّا او از دیو سپید شکست خورد.
دیو سپید چشم آنها را نابینا کرد و آنها را در سیاهچالهای تاریک و وحشتناک زندانی کرد.
کیکاووس مخفیانه قاصدی نزد زال فرستاد و از او خواست تا رستم را به کمک آنها بفرستد. زال ماجرا را با رستم در میان گذاشت. رستم چنین جواب داد: ای پدر، من به کمک آنها می روم امیدوارم بتوانم کیکاووس را آزاد کنم. رستم تنها با رخش، بسوی مازندران روانه مشد. تمام روز را تاخت تا به دشت پهناوری رسید ...
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۱۹ دقیقه
- فصل دوم۱۸ دقیقه
- فصل سوم۲۰ دقیقه
- فصل چهارم۱۶ دقیقه
- فصل پنجم۱۷ دقیقه
- فصل ششم۱۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۴۸ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست