دربارهٔ این اثر
زال زر، فرزند سام نریمان، که موهایی سفید دارد، عاشق رودابه، دختر مهراب کابلی می شود. اما محراب، از خاندان ضحاک ماردوش است و دشمن ایران و این ازدواج ممکن نیست.
روزی زال با خدمتگزارانش برای شکار به سرزمینهای اطراف میرود. پس از چندین روز شکار و بزم و شادی به نزدیکی کابلستان میرسد. فرمانروای کابل (مردی بهنام مهراب از نسل ضحاک) باجگزار زابلستان و تحتسلطهی حکومت ایران است. وقتی خبر رسیدن فرزند سام به مهراب میرسد با سپاهیان و غلامان بسیار بهاستقبال او میرود و هدایای گرانبهائی تقدیم او میکند.
زال بهافتخار او جشنی برگزار میکند و با هم بهشادی مینشینند. پس از رفتن مهراب، زال بههمراهانش میگوید: «گمان نکنم در تمام کشور مردی برومندتر و خوبچهرهتر از مهراب باشد.» یکی از دلیران میگوید: «مهراب دختری به نام رودابه دارد که زیبایی و رعنایی او زبانزد مردم است.» زال با شنیدن وصف رودابه، مهر او را به دل میگیرد و شبانهروز از فکر او بیرون نمیرود ...
بخشهای شنیداری
۳ بخش- فصل اول۱۸ دقیقه
- فصل دوم۱۸ دقیقه
- فصل سوم۱۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۵ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۵۵ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست