دربارهٔ این اثر

اسکندر جهانگشا که تنها در فکر کشورگشایی بود در پایان عمر پشیمان شد و تصمیم گرفت تا پس از این دنیا را ببیند و لذت ببرد.

اسکندر، از وجود شهری شگفت انگیز به نام شهر زنان آگاه شد. دلش می خواست تا بهار به پایان نرسیده، این شهر را ببیند.

برای همین پیکی به قصر ملکه ی این شهر فرستاد و از او خواست تا اجازه دهد او و سپاهش از شهرش بازدید کنند.

اما ملکه ی شهر و زنان بزرگ شهر به قیصر روم، بدگمان بودند ...

بخش‌های شنیداری

۴ بخش
  1. صدای کل کتاب۵۶ دقیقه
  2. درخواست اسکندر از ملکه ی شهر زنان۲۰ دقیقه
  3. سختی های ورود به شهر زنان۱۹ دقیقه
  4. ورود اسکندر به شهر شگفت انگیز۱۷ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳۸ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست