دربارهٔ این اثر
جنگلی بود با حیوانات بسیار. شیری مهربان و عادل در آن جنگل زندگی می کرد. شیر و حیوانات فقط از گیاهان استفاده می کردند و از گوشت جانوران نمی خوردند.
شیر در جنگل، به شیر پرهیزکار مشهور شده بود.
روزی حیوانات و شیر پرهیزکار با هم به گردش رفتند. آنها شتری رادیدند و خواستند که شتر را بخورند. اما شیر گفت: این حیوان زحمتکش است و باید رهایش کرد.
شیر، شتر را پیش خود نگهداری کرد و چون بسیار عاقل بود او را مشاور خود کرد. اما خرس به شتر حسادت می کرد.
خرس تصمیم گرفت برای شتر نقشه ای بکشد ...
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۱۷ دقیقه
- فصل دوم۱۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۵ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست