دربارهٔ این اثر
باغبانی خوش سلیقه باغی سبز و خرم داشت. او بسیار پر انرژی بود و برای همین دوستانش به او پیر زنده دل می گفتند.
پیر زنده دل در باغش گل سرخی داشت که خیلی دوستش داشت. با خود می گفت: بلبل ها حق دارند که این قدر عاشق گل هستند.
یک روز صبح که باغبان در باغ قدم می زد دید که بلبلی روی شاخه ی گل سرخ نشسته و سرش را در گلبرگ ها ی گل فرو کرده بود و از همنشینی گل خوسحال بود اما گلبرگ های گل پر پر می شدند.
فردا هم همین طور گذشت. باغبان از دیدن این صحنه بسیار غمگین شد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۸ دقیقه و ۹ ثانیه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست