دربارهٔ این اثر

مردی پارسا بود که بسیار دیگران را نصیحت می کرد.

او چون قصد و غرضی در نصیحت کردن نداشت همه نصیحت های او را می پذیرفتند.

روزی مرد نیکوکار گرگی را دید که بدجنسی از نگاه کردنش معلوم بود. مرد گرگ را نصیحت کرد که از آزار حیوانات بی گناه خودداری کند.

اما گرگ عجله داشت و دور شد. مرد گفت مگر چه کاری داری که این همه عجله داری؟

گرگ گفت: دارم می روم تا به گله ی گوسفندان برسم ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۴ دقیقه و ۱ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۰ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست