دربارهٔ این اثر
صیادی به دنبال روباهی به راه افتاد و خانه ی او را پیدا کرد.
صیاد سر یک مرغابی را در چاله ای گذاشت مدتی بعد روباه بوی لاشه را فهمید و با خود گفت: اینجا بوی خوبی دارد اما ممکن است این برای من تله ای باشد و اگر به تله بیفتم برای من خوب نیست و دیگران مرا مسخره خواهند کرد. بنابراین از خیر غذا گذشت و دور شد. اما پلنگی از دور بوی لاشه را فهمید و به چاله افتاد. صیاد فکر کرد که روباه به چاله افناده است ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۴ دقیقه و ۳۸ ثانیه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۵۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست