دربارهٔ این اثر

دو کبوتر هنگام نوروز با هم جفت و همخانه شده بودند.

در بهار که بارندگی زیاد بود کبوتر ماده گفت که این خانه خیلی مرطوب است و باید به فکر خانه ای باشیم.

اما کبوتر نر قبول نکرد. کبوترها برای زمستان شان دانه جمع کردند. تابستان از راه رسید و تمام شد. زمستان از راه رسید و کبوتر نر برای پیدا کردن دانه بیرون می رفت. یک روز که بارانی بود کبوتر نر در خانه ماند و سری به انبار آذوغه زد. او متوجه شد که دانه ها کم شده اند ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۷ دقیقه و ۴۶ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست