دربارهٔ این اثر
شغالی در صحرایی زندگی می کرد. همه فکر می کردند که شغال بسیار سیاستمدار است.
زاغی که در شکاف سنگی آشیانه داشت با شغال بسیار صمیمی بود.
روزی شغال بعد از گردش به خانه ی زاغ رفت. زاغ ناراحت بود. شغال از او احوالپرسی کرد و دلیل ناراحتی اش را پرسید.
زاغ گفت که مار خطرناکی در همین نزدیکی خانه دارد و هر از گاهی یک از بچه های مرا می خورد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۵۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست